بخش ارژن فارس

کامپیوتر اینترنت موبایل وگوناگون


هفت شماره را میگیرم ...

(
ایمان ، عشق ، محبت ، صداقت ، ایثار ، وفاداری ، عدل)

...
بــــــــــــــــــــوق ...

شماره مورد نظر در شبکه زندگی انسانها موجود نمی باشد،
لطفا" مجددا" شماره گیری نفرمایید !

.
.
.
.

هفت شماره دیگر

(
دوست ، یار ، همراه ، همراز ، همدل ، غمخوار ، راهنما )

...
بــــــــــــــــــــوق ...

مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد !

.
.
.
.

باز هم هفت شماره دیگر

(
خدا ، پروردگار ، حق ، رب ، خالق ، معبود ، یکتا)

...
بــــــــــــــــــــوق ... بــــــــــــــــــــوق ...

...
لطفا" پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید

...
بــــــــــــــــــــوق ...


سلام ... خدای من !

اگر پیغاممو دریافت کردین، لطفا" تماس بگیرید، فقط یکبار !

من خسته شدم از بس شماره گرفتم و هیچکس، هیچ جوابی نداد !

شماره تماس من :

(
غرور ، نفرت ، حسادت ، حقارت ، حماقت ، حرص ، طمع)

منتظر تماس شما هستم . انسان !

.
.
.
.

خداوندا ...

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبتهایت
مرا تنها تو نگذاری
که من تنهاترین تنهام؛ انسانم

خدا گوید :

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
تو ای انســــان !
بدان همواره آغوش من باز است
شروع کن ...
یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من ...

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 13:59 توسط هادی همایونفر |


مراسم توديع و معارفه رئيس اداره برق ارژن برگزار شد چهاردهم مرداد1389
خط انتقال جديد برق به روستای دشت ارژن با اعتبار 600 ميليون تومان آغاز شد . چهاردهم مرداد1389
چهار دستگاه خودرو زباله برای روستاهای رمقان خير آباد ريچی زنگنه و بگدانه خريداری شده و بزودی تحويل دهياری روستاهای فوق داده می شود . چهاردهم مرداد1389
در آينده ای نزديك باجه بانك ملی و سپس شعبه بانك ملی خان زنيان راه اندازی می شود . چهاردهم مرداد1389
39 ميليون تومان به 13 دهياری ارژن اختصاص يافت. دوم مرداد1389
زير سازی و اجرای قیر پاشی و آسفالت مقدار 18000 متر مربع در سطح معابر شهر خانه زنيان توسط شهرداری دوم مرداد1389
جدول گذار‍ی بلوار اصلی شهر خانه زنيان با همت و تلاش شهرداری خانه زنيان شروع شد . دوم مرداد1389
پروژه های قابل افتتاح در هفته دولت شهرداری خانه زنیان دوم مرداد1389
ششمین بخشدار ارژن منصوب شد چهاردهم تير1389
افتتاح چند پروژه عمرانی در بخش ارژن توسط آقای وصالی معاون فرماندار شیراز بيست و هفتم خرداد1389
برگزاری طرح رحمت با محوریت آموزش خانواده سیره نبوی کلاسهای هنری و ... در چند روستای ارژن بيست و هفتم خرداد1389
مجوز كانون فرهنگی برای مسجد امير المؤمنين خانه زنيان گرفته شد. بيست و دوم خرداد1389
مجوز دو نانوایی برای روستاهای دهنو قلندری و خير آباد صادر شده و بزودی در اين دو روستا نانوایی راه اندازی می شود. هفدهم خرداد1389
دهياريهای جديد در روستاهای چنارفارياب حاجی آباد كوزرك و سبوك در آينده ای نزديك راه اندازی می شود. هفدهم خرداد1389
تعداد هشت دستگاه اتوبوس از بخش ارژن در مراسم 14 خرداد در مرقد امام شركت كردند. شانزدهم خرداد1389

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 21:59 توسط هادی همایونفر |


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 0:44 توسط هادی همایونفر |


 

 

بانهايت تاسف وتاثر درگذشت استاد گرانقدر وبزرگ جناب آقاي محمد بهمن بيگي بنيانگذار آموزش در عشاير ايران را به  عموم عاشقان ايشان درجهان وايران وعشاير فارس تسليت عرض مي نماييم.

                                                                  مدير وبلاگ

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 11:41 توسط هادی همایونفر |


نحوه کسب درآمد از فروتل به صورت تصویری

 

+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 18:58 توسط هادی همایونفر |


هنگامی که سرسجاده نیاز، من و تو با هم خلوت می کنیم، 

فقط دلم به این خوش است که صدایم را می شنوی.

هیچ گاه از درد دل هایم خسته نمی شوی آنگاه که زانوی غم بغل می کردم،

تنها تو سنگ صبورم بودی و ناله هایم را می شنیدی.

 آنگاه که امواج خروشان بلا به سوی من سرازیر می شد،

 تو بودی که به فریاد استغاثه ام گوش فرامی دادی.

 آنگاه که دشواری های زندگی، یکی پس از دیگری مرا در تنگنا قرار می داد،

 تو ندای «اَمَّن یجیبُ المضطرّ اذا دعاهُ و یکشفُ السّوءَ» را از من شنیدی

و اجابت کردی. آنگاه که بیماری مرا رنج می داد،

 به ذکر «یا من اسمه دواءُ و ذکرهُ شِفاء» پناه می بردم.

آنگاه که در مرداب گناهانم فرو می رفتم، تو غریو الهی العفو مرا می شنیدی

 و یاریم می کردی. آنگاه که از تو درخواستی می کردم که

 به صلاحم نبود، تو بودی که می شنیدی و حکیمانه اجابت نمی کردی

 و در گوشم عسی أن تُحبّوا شیْئا و هو شرٌّ لکم را می خواندی.

اینک ای خدایی که صدایم را می شنوی!

دوست دارم که این بار تو صدایم کنی…

صدایم کن

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:49 توسط هادی همایونفر |


مراسم جشن تکليف دختران بخش دشت ارژن فارس

 

با حضور مسئول روحانيون مستقراداره کل تبليغات اسلامي استان فارس، رئيس اداره آموزش و پرورش دشت ارژن، روحاني مستقر بخش دشت ارژن و تعدادي از معلمان و اولياء دانش آموزان مراسم جشن تکليلف بيش از دويست تن از دختران دانش آموز دشت ارژن برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان فارس: در اين مراسم علي حسين زاده مسئول روحانيون مستقر با زبان ساده و شيوا اهميت و جايگاه نماز را براي دختران به سن تکليف رسيده تشريح کرد.

 آنگاه رئيس اداره آموزش و پرورش دشت ارژن و روحاني مستقر اين بخش به شرکت کنندگان دراين مراسم جوايزي اهداء نمودند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 9:54 توسط هادی همایونفر |


 
: میرزا مأذون قشقایی
میرزا محمد ابراهمیم"فرزند سید علیرضا "معروف به"میرزا مأذون قشقایی"در سال 1246 هجری در میان ایل چشم به جهان گشوده ودر سال1313 ه.ق.در شیراز وفات کرده است.مزارش در بقعه شاهزاده منصور واقع است که در دوره ستم شاهی تخریب گردیده است."میرزا مأذون"به سه زبان عالم اسلامی ترکی و فارسی و عربی شعر سروده است ودیوان قابل توجهی دارد که نسخه خطی آن در سال 1301 استنساخ شده واکنون در دست است. بهره ای از این دیوان را مرحوم شهبازی در سال 1367 (حدود 200صفحه)در مجموعه "قشقایی شعری "گنجانده است.میرزا مأذون هم درانواع و اوازن شعر کلاسیک ترکی طبع آزمایی کرده و قصاید و غزلیات و ترجیعات و رباعیات لطیفی سروده است وهم در انواع شعر عاشقی،ترکتازی ها کرده است.در هردو گونه شعرمیرزا مأذون،منبع اصلی اخذ قوت و الهام وی از قرآن کریم و احادیث نبوی است و تسلط استادانه و ماهرانه وی به سرچشمه های عرفان اسلامی سبب شده است که دراین اشعار تملیحات بسیار زیبا و استادانه ای به کار گیرد که به ویژه در تحمیدیه ها ونعت ها و مناقب سروده هایش فراوان به چشم می خورد . اشعار حماسی میرزا مأذون ،پرشور و حال و آثار تغزلی و غنائی وی غرق در لیریسم جاندار و زنده حالی است که برای بحث پیرامون بدایع آنها مجال وسیعی بایسته است

: صولت الدوله قشقایی
اسماعیل خان قشقایی،صولت الدوله،سردارعشایر،فرزند داراب خان،ایل بیگی ایل قشقایی که درسال 1252خورشیدی متولد شد.وی از پیشگامان جنبش مشروطیت ایران بود.صولت الدوله با هدف استقلال وتمامیت ارضی مملکت و حاکمیت ملی در حساسترین لحظات وارد فعالیت سیاسی و مبارزه مسلحانه شد.صولت الدوله از مخالفان سرسخت انگلیس بود وازآنها نفرت داشت و از مداخله آنها در امور ایران فوق العاده متأثر بود.وبارها با قشون انگلیسی و وابستگان آنان به جنگ پرداخت وی دردوره پنجم وهشتم قانون گذاری ازطرف اهالی جهرم به مجلس راه یافت. سردارعشایر از سن17 سالگی وارد خدمات دولتی ودرسال1324رسمأ به ریاست ایل قشقایی منصوب شد. وطن پرستی وعشق به ایران از وی چهره ای ضد استعماری ساخته بود که به استناد اسناد وزارت امور خارجه انگلیس همواره شیوه مخالفت سیاست انگلیسها در ایران داشته واز موانع اصلی آنان برای تسلط در منطقه فارس محسوب می شده است.بیت زیر بارها در سخنانش بارها تکرار شده است

ترک مال وترک جان وترک سر               در طریق عشق،اول منزل است

اهمیت صولت الدوله به عنوان وزنه ای مهم درموازنه قدرت جنوب ایران گاه تا حدی بود که به استعفا و تغییر وزرا در تهران می انجامید.وی سرانجام در سال 1311در سن 59 سالگی در زندان قصر تهران به طرز مشکوکی به قتل رسید پس از وی نیزپسرانش از عوامل موثردر موازنه قدرت و سیاست جنوب ایران محسوب می شدند.نام وی همواره در ذهن تاریخ ایران به وطن پرستی باقی خواهد ماند

: حکیم جهانگیرخان قشقایی
حکیم جهانگیرخان قشقایی یکی از ستارگان درخشنده حوزه حکمی و عرفانی قشقایی است و او را می توان حلقه اتصال بین حکمای سا بق و معصار دانست.پدر حکیم جهانگیر خان قشقایی،محمد خان از طایفه دره شوری،تیره جانبازلو و مادرش بی بی فاطمه از اهالی دهاقان است. حکیم جهانگیرخان در ابتدای زندگی خود به تبعیت از مادر از همراهی طایفه در کوچ خودداری واوایل عمر را در مکتبخانه دهاقان تحصیل نمود و با تحصیل مقدماتی تا سطح خواندن و نوشتن آشنا گردید . سپس به تبعیت از پدر تا نزدیک چهل سالگی در ایل،با آداب و رسوم و کوهپایه های اطراف سمیرم و بروجن زندگی خود را سپری نمود . وی علاوه بر اشتغال به دامداری و کشاورزی به موسیقی سنتی شایق بود و تبحر خاصی در نواختن تار داشت . سالی به هنگام ییلاق و قشلاق که ایل به نزدیکی اصفهان خیمه می دند بعضی از افراد ایل از جمله مرحوم جهانگیر خان برای رفع حوائج وتدارکات مایحتاج یک ساله خود راهی اصفهان شدند در بازارچه چهارسوق مقصود اصفهان حکیم جهانگیر خان با همای شیرازی ملاقاتی می نماید که این ملاقات زندگی حکیم را وارد مرحله تازه ای می نماید.استعدادهای خدادادی و ایمان و صفات نیکوی پدر ومادر و تاثیر مثبت زندگی ساده در دامان طبیعت تا به سرعت گامهای بلند در زمینه تکامل معنوی و روحی و تسلط بر علوم را بردارد و در مدت کوتاهی به درجه استادی در علوم فقه ،فلسفه،عرفان ،ریاضیات ،و هیات رسد واخلاق ،ایمان،تواضع،بیان،شیواو زندگی زاهدانه همگی موجب شد تا محل تحصیل وی یعنی مدرسه صدر ومسجد جارچی رونق خاصی پیدا کرد.. مرحوم جهانگیر خان مدت چهل سال در مدرسه صدر اصفهان ساکن و مشغول تدریس فقه وحکمت و...بود عده کثیری از بزرگان و علما زیر دست وی تربیت شدند .آیت ا... حاج سید حسن بروجردی ،شهید سید حسن مدرس ،رحیم ارباب اصفهانی ،اقا ضیاءالدین عراقی ،میرزا علی اقا شیرازی (استاد شهید مطهری)،اقا شیخ مرتضی بن ملا اقا جان طالقانی(استاد علامه محمد تقی جعفری)،سید حسن اقا نجفی قوچانی و...از جمله شاگردان وی بودند. حکیم جهانگیرخان قشقایی زندگی شریف خود رابا تدریس و ارشاد و عبادت به پایان برد ودر شب یکشنبه 13رمضان سال 1328 قمری به سرای باقی بشتافت و در قبرستان تخت فولاد،پشت تکیه سید محمد ترک دفن گردید.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 22:20 توسط هادی همایونفر |


سلام به همه دوستای عزیزم!!!!!!!!!!!


آقا امروز یک روز نسبتا خوب واسم بود! میدونید چرا؟ چون جمعه بود و ما جمعه ها میریم بیرون اما امشب نمیشد چون شام خونه ی پسر عمم دعوت بودیم آخه مهمان اومده و ما هم چون خانواده دوستیم همه میریزیم خونه ی همدیگه!!!!


ساعت 7:33:57 رفتیم پارک ساحلی و اونجا تا ساعت 8:41 دقیق اونجا بودیم و به طرف خونه ی پسر عمه حرکت کردیم!


تو پارک جاتون خالی یه بستنی ناز خوردم!

بستنی خان زنیان!!!
خیلی خوشمزه بود!

اگه اومد بوشهر و حواستید بخرید برید به بستنی فروشی که میگم واقعا بستنیاش خوشمزست


نام بستنی فروشی:بابا بستنی

شام هم رفتیم خونه ی پسر عمو شهرام جاتون خالی سالاد الویه داشتن و من هم ع عشق این غذا 3 تا نون فانتزی خوردم !


بعد شام دیگه جا نداشتم و تقریبا ساعت 11:37 بود که رسیدیم خونه!!!

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 22:11 توسط هادی همایونفر |


 

ایل قشقایی  قسمت اوّل

 

ایل قشقائی از حدود دویست سال قبل تا کنون همواره در صحنه سیاسی واجتماعی ایران مطرح بوده است.لذا تاریخ،فرهنگ ،مردم وسران این ایل را نمی توان جدای از کل ایران بررسی نمود.

کلمه قشقائی در کتب مختلف به معانی مختلف تعبیر شده است. قاشقه(اسب پیشانی سفید)،قاشقا(بی بای جسور،قاچ قایی(فراری)،کاشغر(شهری در ترکستان)،وقشقه(طایفه ای در ترکمن صحرا)از کلماتی است که به عنوان مبنای اصطلاح قشقایی از آنان نام برده شده است.ظاهراً قشقایی ها اصلاً از ترکمانان دشت قیچاق بوده وبعدها به نواحی بین هندوستان وسیستان آمده واز آنجا به عراق راه یافته وآخرالامر در فارس سکنی گزیده اند.لارنک لکهارت آنان را اصلاً از نژاد ترک واز طایفه خلج می داند.دکتر پولاک نیزبه استناد گفته یک قشقایی آنان را از نژاد چنگیز می داند.

در باره مهاجرت قشقایی ها به فارس صحبت فراوان شده است،امّا قدر مسلم این است که «مهاجرت قشقایی از نواحی شمال غربی ومرکزی ایران به خطه فارس ،یک باره وهمزمان صورت نگرفته »،طوایف مختلف قشقایی در زمانهای مختلف واز اماکن متفاوت به فارس کوچیده اند وتیره های گوناگونی از ایل قشقایی را بنیاد نهاده اند.

ایل قشقایی از چندین طایفه وتیره تشکیل شده است این طوایف وتیره ها در طول زمان متغیر بوده اند وگاه در یکدیگر ادغام وزمانی از هم تفکیک شده اند. بطور کلّی ایل قشقایی را می توان شامل 9 طایفه بزرگ وکوچک زیر دانست که به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:1- طایفه دره شوری 2-طایفه رحیمی 3-طایفه شش بلوکی 4- طایفه صفی خانی 5- طایفه عمله قشقایی 6- طایفه فارسیمدان 7- طایفه قراچه ای 8-طایفه کشکولی بزرگ 9-طایفه کشکولی کوچک

هویت مشخص ومستقل ایل قشقایی از اواخر صفویه آغاز می شود و از اوایل سلطنت قاجاریه است که این ایل، نقشی مهم در صحنه سیاسی واجتماعی ایران به عهده دارد.نام قشقایی از زمانی به عنوان یک واحد سیاسی اجتماعی ویک نیروی متحد وارد تاریخ می شود که امیر قاضی شاهلو قشقایی گروه های متعددی از ترکان را در ایل خود جمع کرده بر آنها ریاست می نماید.وی در حقیقت اوّلین ایلخان قشقایی می باشد که نامش در تاریخ ثبت است.بعد از وی ریاست به پسرش قاضی آقا وپس از او به جانی آقا وبالاخره به محمد حسن خان معتمدالسلطان می رسد.او بیش از اسلاف خود پای خانواده قشقایی را به مراکز قدرت ایران ودربار شاهان باز کرد،با زیرکی توانست در دربارسلاطین زندیه تقرب یابد واز معتمدین کریم خان زند گردد.÷س از محمدحسن خان معتمدالسلطان،جانی خان پسر اسماعیل خان وبرادرزاده معتمدالسلطان به ریاست ایل برگزیده می شود. وی ابتدا به مقام ایل بیگی وسپس در سال 1234 قمری از طرف فتحعلیشاه قاجار رسماً به سمت ایلخانی وپسرش محمدعلی خان به سمت ایل بیگی منصوب می گردند.

امروزه در میان اهالی وسران ایل قشقایی،جانی خان به عنوان بنیانگذار واقعی ایل قشقایی شناخته شده است.پس از مرگ وی در سال 1239،پنج فرزندش :حاجی حسنقلی خان،محمد علی خان،مرتضی خان،مصطفی قلی خان،ومحمدقلی خان رهبری ایل را به عهده گرفتند که از میان آنها محمدعلی خان ومحمدقلی خان مقام ایلخانی نیز یافتند.

در سال 1273 قمری پس از فتح هرات توسط قوای دولتی،انگلیسیها،جهت تهدید بندر بوشهر را مورد حمله قرار دادند.درجریان مقاومت سربازان ایرانی،اهالی تنگستان وسواران قشقایی(به ایل بیگی محمدقلی خان وسواری لطفعلی خان،سرتیپ فوج قشقایی) شرکت کردند وفداکارانه از بوشهر ودشتستان دفاع نمودند.

بعد از مرگ محمدعلی خان،ایل خانی به سلطان محمدخان پسر محمدقلی خان وسپس به حاجی تصرالله خان پسر محمدعلی خان انتقال یافت.در سال 1324قمری مقام ایلخانی به اسماعیل خان صولت الدوله ملقب به سردار عشایر می رسد. صولت الدوله فرزند داراب خان،ایل بیگی قشقایی ونوه مصطفی خان پسر جانی خان بوده است.داراب خان در جریان مهاجرت به کرمان مورد اصابت گلوله قرار گرفت وکشته شد.

اسماعیل خان صولت الدوله قشقایی(سردار عشایر) در سال 1297 قمری متولد شد وهمزمان با اعطای فرمان مشروطیت در سال 1324 قمری به ریاست ایل قشقایی برگزیده شد.در انقلاب مشروطیت جهت به ثمر رسیدن وحفظ آن در فارس بسیار کوشا بود.دوبار نیز از طرف مردم جهرم در ادوار پنجم وششم به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد.

آنچه مسلم است صولت الدوله وفرزندانش هیچ گاه با انگلیسیها میانه خوشی نداشته اند وماموران انگلیسی مکرر از ضدیّت وی با آنها سخن رانده اند.این شاید به دلیل ضدیّت مداوم وی با حکومتهای مرکزی ونیز خاندان حامی دولت مرکزی وانگلستان در فارس (خانواده قوام الملک شیرازی ) بوده است.

***

ایل قشقایی

قسمت دوّم

منطقه فارس وبنادر جنوب به دلیل وضعیت جغرافیائی آن، برای بریتانیا اهمیت استراتژیکی داشت. وجود صولت الدوله موجب عدم امنیت این مناطق می شد وانگلستان در صدد امنیت بخشیدن به این منطقه جهت حفظ منافع خویش بود . انگلستان امنیت منطقه فارس را همراه با کوتاه شدن دست صولت الدوله از فارس یکجا طلب می کرد.ولی صولت ایجاد امنیت را در گرو حفظ اقتدار خویش می دانست واین خود عاملی مهم در تداوم تشنج میان او وماموران انگلیسی بود.

یکی از دلایل عمده ای که انگلستان یارای مقابله مستقیم با قشقایی ها را نداشت،قرارداد 1907 میان روسیه وبریتانیا بود.بر اساس این قرارداد فارس جزو مناطق بی طرف ایران محسوب می شد.به علاوه انگلیس به اهمیت ایل قشقایی در حفظ امنیت ودفع اشرار بویراحمدی واقف بود ومحبوبیت کلی خان قشقایی را نیز حس می کرد،لذا سعی می کرد با پشتیبانی حکومت مرکزی وتحریک برادران صولت ،گاه آنان را به قطع ارتباط با ایلخان وطمع ربودن مقام وی تشویق نماید. برادران صولت عبارت بودند از: عبدالله خان ضرغام الدوله،احمدخان ضیغم الدوله، عطاخان صولت السلطنه وعلی خان سالار حشمت.

ولی این اقدامات حتی با رسمیت یافتن ایلخانی سایر برادران نیز سودی نبخشید. سِرجورج بارکلی در گزارشی به سِرادوارد گری ویزر امور خارجه انگلستان به تاریخ 26ژانویه 1910 می نویسد:« به نظر می رسد که آرامی اوضاع فارس به خواست صولت الدوله بستگی دارد.»

یقیناً صبر وتحمل بریتانیا در برابر ترکتازی سردار عشایر بی انتها نبود.با شروع جنگ جهانی اوّل وبیشتر شدن اهمیت استراتژیکی راههای فارس وجنوب، انگلستان بدون توجه به دولت مرکزی ،یک نیروی مستقل انگلیسی جهت حفظ امنیت منطقه وحمایت از منافع بریتانیا ایجاد نمود. این قوا«تفنگچیان جنوب ایران THE SOUTH PERSIAN RIFLES »نام داشت که به اختصار(spr) ویا« پلیس جنوب» نامیده می شد.

از ابتدای ورود قوای پلیس جنوب به ایران،مردم ینادر جنوب وفارس با آنان به مقابله متشکل وغیر متشکل پرداختند. صولت الدوله وکلّ قشقایی ها در بدو امر فکر مقابله را در سر نمی پروراندند. ولی هنگامی که انگلیسیها محمدعلی خان کشکولی را علیه مجاهدان تحریک نمودند واو را وادار کردند با تسلیم خود به دولت مرکزی ، عملاً امر سردار عشایر را زیر پا گذارد، صولت نیز تصمیم به اتحاد با ناصر دیوان کازرونی علیه انگلیس گرفت.

از طرفی دولت آلمان نیز با استفاده از روحیه ضد انگلیسی صولت، مرتب وی را علیه بریتانیا تحریض می نمود. در تاریخ 11 سپتامبر 1915 وریر مختار آلمان نامه ای به صولت الدوله قشقایی نوشت .در این نامه روحیه ضد انگلیسی صولت وتدین علمای فارس را دقیقاً مدنظر قرار گرفته است.

ماموران آلمانی از جمله ویلهلم واسموس واسکار فن نیدرمایر مکرر از حمایت صولت الدوله از آلمانها علیه استعمار انگلیس سخن گفته اند.

سومین عاملی که موجب داخل شدن سردار عشایر در جنگ گردید، حکم جهاد سید عبدالحسین لاری مجتهد بزرگ فارس بود که باعث تحریک عشایر وصولت گردید.

آخرین عامل بروز جنگ میان نیروهای انگلیس وقشقاییها زد وخورد سختی بود که در حین مهاجرت طوایف کشکوکی ودره شوری میان آنان وقوای هندی پلیس جنوب رخ داد. انگیزه این زد وخورد ظاهراً گم شدن دو زاس الاغ سربازان هندی بوده است.

صولت الدوله پس از یک مکاتبه سرد وخشن با سرپرستی سایکس،از ناصر دیوان کازرونی خواست تا مهیای نبرد شود.در اولین برخورد پست خان زنیان به تصرف مجاهدین قشقایی وکازرونی درآ»د.جنوبیها پس از مدتی که به فتوحاتشان ادامه دادند،موفق به محاصره شیراز گشتند.مدت یک ماه ونیم پیروزی ادامه داشت. ساخلوهای قوام آباد ،زرقان وسیوند در جاده شیراز اصفهان نیز به وسیله عشایر خلع سلاح گردیدند. در آستانه فتح کامل مجاهدین،انگلیسیها از حربه قدیمی اختلاف میان برادران صولت الدوله سود جستند وبا خریدن دو تن از آنان، کفه ترازو را به سود خود سنگین کردند. به علی خان سالارحشمت ده هزار لیره طلا و وعده ایل بیگی وبه احمد خان ضیغم الدوله سی هزار لیره طلا و وعده ایلخانی داده شد. محمدعلی خان کشکولی (پسر دایی صولت الدوله ) که قبلاً مذاکراتش را با انگلیسیها آغاز نموده بود ،بادریافت پانزده هزار تومان ومقداری اسلحه و وعده حکومت کازرون و ریاست راه شیراز-کازرون به سالار حشمت پیوست.

درست در همین موقع، وثوق الدوله رئیس الوزرا،دستور سرکوبی کامل صولت الدوله را صادر کرد. شیوع بیماری آنفلوآنزا ونزدیک شدن پایان جنگ جهانی اوّل به نفع متفقین کار را بر قشقایی ها سخت تر کرد. عشایر در فیروز آباد شکست سختی از بریتانیا خوردند. پس از فیروزآباد ،کازرون نیز به اشغال پلیس جنوب درآمد.با فتح کامل بریتانیا وشکست نهایی صولت الدوله،آزادی خواهان بسیاری در شیراز اعدام شدند.پس از این حرکت صوات الدوله حاضر به صلح گردید: محمدناصرخان قشقایی فرزند ارشد صولت به نمایندگی از طرف پدر به شیراز رفت وبا حضورفرمانفرما وکلنل آرتن انگلیسی قرارداد ذیل منعقد گردید:

1- سردار احتشام موقتاً ایلخانی باشد ولی عشایری که در خدمت سردار عشایر هستند باشند

2- کلیه املاک شخصی سردار عشایر که فعلاً در تصرف انگلیسیها وسردار احتشام است مسترد شود ومتصرفین فعلی را حق مداخله در آنها نباشد.

3-  سردار عشایر در فیروزآباد مقیم گردد وبه ییلاق نرود.

4- محمد ناصرخان به عنوان رابط بین والی ایالت فارس وپدرش در شیراز مقیم باشد.

5- در مقابل انگلیسیها متعهد می شوند که قوای هندی وانگلیسی را منتهی تا شش ماه پس از عقد پیمان از ایران ببرند وفقط مستحفظین قونسولخانه که در حدود دویست نفر هستند باقی بمانند.

6- پلیس جنوب حق ورود به خاک قشقایی را ندارد، واگر افراد آن برخلاف پیمان بدان حدود آمدند وکشته شدند،سردار عشایر مسئول نخواهد بود.

7- 7 چون دولت ایران موافقت کرده است که چند نفر از صاحب منصبان انگلیسی برای تربیت افراد ایرانی در فارس بمانند،لذا سردار عشایر مخالف آنها نخواهد بود.

با شکست سردار عشایر در جنگ وامضای قرارداد صلحوبه دنبال آن امضای قرارداد 1919 توسط وثوق الدوله،از نفوذ واعتبار صولت الدوله در منطقه کاسته شد.به خصوص که دیگر ایلخان قشقایی نیز محسوب نمی شد.انتخاب مرحوم دکتر محمد مصدق به والیگری فارس موجب اقتدار نسبی مجدد صولت الدوله گردید،ولی بار دیگر این تسلط با کودتای 1299 کاهش یافت. با اوج گرفتن اقتدار سردار سپه وبه سلطنت رسیدن وی، صولت الدوله نیز به مرور افول نمود.در دوره هشتم به همراه پسرش محمدناصر به نمایندگی مجلس انتخاب شد.یک بار در سال 1308جهت ملاقات با رضا شاه وسرتیپ شیبانی(وزیر فواید عامّه) وارد تهران گردید.به طوری که می گفتند از وی خواسته شده بود تا شورش برادرش علی خان را ساکت کند.

رضا شاه تا هنگامی که مستوفی الممالک در قید حیات بود،به ملاحظه وی آزاری به صولت الدوله ومحمد ناصر خان نرسانید،ولی به محض فوت مستوفی،در همان روز دستور حبس آن دو راصادر کرد. روز 11شهریور 1311چند روز پس از دستگیری آن دو، مجلس بدون گفتگو وبحث از هردو سلب مصونیت نمود. این سلب مصونیت اولین مورد در تاریخ حکومت مشروطه در ایران به شمار می رفت. سردار عشایر در اواخر همان سال(1311شمسی) در زندان به طور مرموزی درگذشت.هرچند پس از مرگ وی،نوع مرگ او قتل حدس زده می شد ولی ناصرخان در خاطراتش ضمن ملاقات با رئیس ستاد وقت، خطاب به محمدرضا شاه می گوید: « فکر می کنید پدر ما را پدر شما کشته است،ما سوئ ظن داریم؟ اولاً درست است که پدر ما در محبس اگر نبود به واسطه معالجه ممکن بود نمیرد، ولی به دست پدر شما کشته نشد....» پس از مرگ صولت،اراضی واموال وی نیز مصادره گردید که در مجلس چهاردهم،دکتر محمد مصدق علیه تصرف این اموال اعلام جرم کرد.

به طور کلی در باره اسماعیل خان صلت الدوله می توان گفت که وی کلیه خصوصیات یک ایلخان را دارا بوده است.گذشته از استقلال رأی وپشتوانه مردمی قوی وروحیه ضد انگلیسی ،بقیه خصایص خوانین را نیز دارا بوده است. لذا اشتباه است اگر وی بایک سیاستمدار مرکز نشین قیاس شود.خوی ایلخانی وی اجازه کارهای که درعرف وقانونشهرنشینی جرم بوده به وی داده است.صولت چهار پسر از خود باقی گذارد: محمدناصر،ملک منصور،محمدحسن و خسرو.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 21:51 توسط هادی همایونفر |


من هادی همایونفرمتولد1364دارای مدرک تحصیلی کارشناس جغرافیای شهری وکاردان کامپیوتر فارغ التحصیل ازدانشگاه نورابادممسنی وساکن خان زنیان می بشم امیدوارم که بتوانم با همکاری شما مردم شریف دراین سایت در رابطه با بخش ارژن اطلاع رسانی نسبتا خوبی بکنم.


HOME
E-Mail
:BAHAR20:


Archives

آذر 1390

مرداد 1389
اردیبهشت 1389
آبان 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
آذر 1387

قالب های فوق جدید وبلاگ


Amar_Site

تعداد بازديدها: